King's Speech 2010
خلاصه: دوک شهر یورک که پسر شاه ادوارد پنجمه، دارای نوع خاصی از لکنته، به شکلی که برای گفتن جملات، مجبوره مکث کنه و زمانی که عصبانیه یا استرس داره، این حالت تشدید می شه. تلاش برتی(کالین فیرث) و الیزابت همسرش(هلنا بونهام کارتر) برای بهبود لکنت برتی بی نتیجست اما الیزابت نا امید نمی شه و سراغ درمانگر استرالیایی غیر ارتودوکس یعنی "لیونل لوگ" با بازی جفری راش می ره. روش درمانی خاص لیونل و قوانینش در ابتدا برای دوک غیر قابل قبوله اما مرور زمان دوستی نزدیکی رو بین اونها به وجود میاره.
درمان به خوبی پیش می ره و پیشرفت برتی محسوسه اما اتفاقات جدید و استرس جدید باز هم شرایط رو بهم می زنه. شاه جورج پنجم با بازی مایکل گمبون(بازیگر نقش دامبلدور در مجموعه هری پاتر از قسمت سوم به بعد) فوت می کنه. طبق قانون، پسر بزرگش به پادشاهی می رسه و نام شاه ادوارد هشتم رو انتخاب می کنه(با بازی گای پیرس، بازیگر نقش اصلی فیلم ممنتو). شاه ادوارد به شکل عجیبی عاشق زنیه که قبلا ازدواج کرده و طبق قوانین کلیسا اگه بخواد باهاش ازدواج کنه باید مقام پادشاهی رو واگذار کنه. این اتفاق میفته. حالا نوبت برتیه که شاه بشه و عنوان شاه جورج ششم رو به خودش اختصاص بده.
مقام جدید فشار زیادی که ناشی از عدم اعتماد به نفسه به برتی وارد می کنه. از هرگونه سخنرانی می ترسه و زندگیش بدل به جهنم می شه، تا جایی که نقطه عطف فیلم اتفاق میفته. اعلان جنگ آلمان به انگلستان، تشویش اجتماعی زیادی رو ایجاد می کنه و مردم چشم به سخنرانی و حمایت و دلگرمی پادشاه و رهبرشون دارن و ...
شروع فیلم: اگه دوبار این فیلم رو تماشا کنید متوجه می شید که کادر اجرایی چه درک بالایی از کار و هدف مورد نظر دارند. تیتراژ فیلم اینطوریه: یک میکروفون در وسط صحنست و دوربین از زوایای متفاوت نشونش می ده. در همین تیتراژ معلوم می شه که داستان حول چه محوری می چرخه. ساختار فیلم واضحه و تمام اتفاقات حول اون رخ می ده: تیتراژ، دیالوگ ها و حتی نام فیلم. به قدری اسم مشخصی داره که قبل از دیدنش می تونید حدس بزنید با چه چیزی مواجه می شید و این امر ستودنیه. چون نشون ميده كارگردان قصد نداره با يك ماجرا شما رو سورپرايز كنه تا از فيلمش لذت ببريد بلكه حرف هاي زيادي در نحوه روايتش براي گفتن داره.
نکته 1: تفاوت اساسی این فیلم با هر فیلم معمولی دیگه ای، در جذابیت "مسیر" تماشای فیلمه. منظور اینه که اون چیزی که شما رو جذب فیلم می کنه، هدف نهایی نیست. فیلم در طول 118 دقیقه چیزهای زیادی برای گفتن داره.
نکته 2: تیم برتون کارگردان معروف "آلیس در سرزمین عجایب" و همسر هلنا بونهام کارتر، توی فیلم هاش از بازیگران مجموعه هری پاتر+جانی دپ استفاده می کنه. در این فیلم ردپای همون بازیگرا البته غیر از جانی دپ مشهوده: هلنا بونهام کارتر، مایکل گمبون و تیموتی اسپال. اون چیزی که برای من روشنه اینه که تمام بازیگران این فیلم بعد از خوندن فیلم نامه به این مهم پی بردن که احتمال فتح اسکار بسیار بالاست و این دلیل حضور متعدد بازیگران معروفه.
نقص: قبلا هم گفتم که در حدی نیستم از همچین فیلمی ایراد بگیرم اما برای اینکه نظرمو گفته باشم: "گای پیرس" بازیگر نقش شاه ادوارد در حقیقت 7 سال از کالین فیرث کوچکتره ولی در فیلم به عنوان برادر بزرگتر معرفی می شه. به نظرم نرسید که گریم بازیگران به قدری موفق بوده باشه که این اختلاف سنی رو بپوشونه.
طراحی لباس و فضاها: من دقیقا نمی دونم توی بازه سال های 1925-1945 مردم انگلستان و پادشاهانش چطور لباس می پوشیدند، اما طراحی لباس های بازیگران حس متناسبی رو با فضایی که بر جریان فیلم حاکم بود به من داد. مخصوصا تفاوت جزئی پوشش لیونل با انگلیسی ها با ظرافت خاصی به نمایش دراومده و قابل تقدیر بود.
فضاهای داخلی فیلم همگی به ساده ترین شکل ممکن طراحی شده بودند. اتاق کار لیونل، اتاق مراسم مهمانی ادوارد و صندلی مخصوص پادشاه همگی به غایت ساده بودند. در بعضی مواقع اتاق ها به قدری خالی بودند که تا حدی تو دل بیننده خالی می شد.
موزیک: در صحنه پایانی که نقطه عطف فیلم محسوب می شه ناگهان همه چیز در مسیر تازه ای قرار می گیره. تغییر فضا به بهترین نحو با موسیقی سامان داده شده. موسیقی ای که از سکانس پایانی شروع می شه و تیتراژ فیلم رو هم دربر می گیره، به نظر من این شاهکار سینمایی رو شکل دیگه ای بخشیده.
کادر اجرایی:
کالین فیرث: جنتلمن بودن آقای فیرث در دنیای حقیقی کمک زیادی بهش کرده تا خودش رو در فضای مجازي فیلم جا بده. این نقش سخت رو طوری ایفا کرده انگار از لحظه تولد لکنت داشته. ترکیب "توانایی بالای بازی" با "شخصیت کاریزماتیکش" موفقیت نادری رو در ایفای نقش اول مرد به وجود آورده.
جفری راش: بازیگر کارکشته ایه که گریم فوق العاده عالی و سنگینش، چهرش رو در فازی متفاوت از چهره اصلیش قرار داده. نمی خوام بگم عالی بود اما بدون شک بیشتر از "کریستین بیل" برای بردن جایزه اسکار نقش دوم مرد استحقاق داشت. جفری راش تنها کسیه که از اول تا آخر فیلم، توجه بیننده رو روی خودش نگه می داره و به فضای فیلم گرما و امید می ده.
هلنا بونهام کارتر: اولین فیلمیه که ازش دیدم و بازیش رو پسندیدم. چهره خاصش توی این فیلم به چهره ای زیبا و متداول تبدیل شده و به عنوان حامی شوهرش، شخصیتی فوق العاده دوست داشتنی محسوب می شه.
تام هوپر: فقط تو چند کلمه: قابل ستایش، درک بالا از مسیر و هدف فیلم، شناخت عالی بازیگراش و توانايي هاشون و عدم تلاش برای خودنمایی.
It takes leadership to confront a nation’s fear; it takes friendship to conquer your own



هانیه و کورش بعد از اینکه یه مدتی دوست مجازی بودند تصمیم گرفتن که یه وبلاگ درست کنن تا در مورد فیلم هایی که میبینن بنویسن. کورش عاشق فیلم و سینماست. میخواد کارگردان بشه. الان هم داره معماری میخونه. اما برای هانیه اینجوری نیست. برای هانیه فیلم دیدن یه تفریح عالیه که دوست داره به وسیله اون قدرت قلمش رو به رخ بکشه.