سعادت آباد

تهیه کننده: همایون اسعدیان
کارگردان: مازیار میری
فیلمنامه نویس: امیر عربی
بازیگران: لیلا حاتمی، حسین یاری، حامد بهداد، هنگامه قاضیانی، مهناز افشار، امیر آقایی، مینا ساداتی
ژانر: درام
جوایز: سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از جشنواره 29ام فجر( مهناز افشار)
تندیس شایستگی بهترین تدوین از پانزدهمین جشن سینمای ایران( محمدرضا مویینی)
خلاصه فیلم: یاسی( لیلا حاتمی) در زندگی اش دچار تردید هایی است و تصمیم می گیرد برای همسرش( حامد بهداد) جشن تولد بگیرد و خاطره هایی را یادآوری کند، که بخش عمده ی فیلم و معرفی اصل شخصیت های فیلم در مهمانی رقم می خورد.
مازیار میری بعد از ساخت قطعه ناتمام، به آهستگی، پاداش سکوت و کتاب قانون که هر چهار فیلم با استقبال مخاطب و منتقدان روبرو شده اند، با ساخت سعادت آباد نگاه های زیادی را به خودش متوجه کرد که فروش میلیاردی این فیلم و همچنین لقب پرفروش ترین فیلم اکران پاییز برای آخرین ساخته ی سینمایی اش موید این روند است.
فیلم با نشان دادن آینه ماشین یاسی شروع می شود و لب جویدن یاسی از همین ابتدا نشان می دهد که او دچار تردید است، و همینطور که مشغول خرید برای شب تولد محسن( حامد بهداد) است در عرض چند دقیقه دو آهنگ متفاوت گوش می دهد! اولی یک آهنگ خارجی و در سکانس بعد یک موسیقی سنتی ایرانی، و باز هم نشان می دهد که یاسی هنوز هم نمی داند دقیقا چه چیزی از زندگی می خواهد. این تردید و اینکه یاسی دقیقا نمی داند چه چیزی از زندگی می خواهد را چند بار دیگر هم می بینیم؛ از جمله تعویض مداوم سی دی برای پخش آهنگ در مهمانی! نشان دادن مکرر آینه در اکثر سکانس های فیلم اشاره به رئال بودن کار دارد.
فیلم سعی بسیاری در نشان دادن پارادوکس ها دارد؛ حتی از نام فیلم هم می توان آن را حس کرد، نشان دادن تابلوی سعادت آباد در ابتدای فیلم در هنگام رانندگی یاسی که به منظور نشان دادن محل رخ دادن اتفاق ها و خانه محسن و یاسی دارد و همینطور نشان دادن زندگی هایی که نشانی از سعادت در آنها نیست! همینطور سکانسی که یاسی جلوی آینه ی شکسته ی اتاقش در حال آرایش کردن است، یا پخش آهنگ "همه چی آرومه" در ماشین لاله( مهناز افشار) و علی( امیر آقایی) که با زندگی آنها هیچ تناسبی ندارد.
قبل از شروع مهمانی معرفی ابتدایی از همه مهمان ها صورت می گیرد که در انتهای فیلم مخاطب نیمه ی پنهان شخصیت ها را می بیند.
محسن از همان ابتدا با پنهان کردن دسته چک ها و کارت های عابر بانکش در کشو به دور از چشم یاسی نشان می دهد که فرد قابل اعتمادی نیست و باید منتظر رو شدن کارهایش باشیم، که بعدا متوجه می شویم که برخلاف قولی که به یاسی داده بود باز هم کالا قاچاق کرده و وقتی به مشکل می خورد دویست میلیون از بهرام می گیرد و باز هم پنهان کاری.
بهرام( حسین یاری) که به یاسی علاقه مند بوده و هست و به دلایل مالی با تهمینه( هنگامه قاضیانی) دختر رئیس شرکت ازدواج کرده و حالا که در آستانه جدایی است نمی شود از نگاه های پر از تحسینش به یاسی چشم پوشی کرد و همینطور تعریف از غذای چینی یاسی سر میز شام، یا وقتی روی بالکن با یاسی تنها می شود خیلی راحت با او از زندگی اش صحبت می کند و علت پول قرض دادنش به محسن را یاسی می داند با اینکه می داند اگر همسرش از قضیه پی ببرد برایش بد می شود. سردرگمی یاسی را میتوان در جواب ندادن به این سوال بهرام هم دید؛" از زندگیت راضی ای؟"

مهناز افشار که شخصیتی پر تب و تاب دارد و رازی دارد که همه دوستانش آنرا می دانند و از همسرش پنهانش می کند، به خاطر سفر کاری اش به آلمان و مخالفت علی با کار کردن و همینطور سفرش یک ماه قبل بدون اطلاع علی جنینش را سقط کرده است.
علی استاد دانشگاه و فردی منزوی و از خانواده ای سنتی که تقریبا هیچ
تناسبی با همسرش ندارد، اما عشق زیادی که به لاله دارد باعث سوء ظنش شده
است و در مهمانی در فکر است و با کسی رابطه گرمی ندارد. نگاه های پرسشگر و
شکاک علی به لاله به خاطر صحبت کردن با بهرام و محسن هم در کل فیلم جریان
دارد.
و یاسی که قبل از مهمانی دخترش را به همراه پرستارش به خانه ی او می فرستد و آخر فیلم می بینیم که محسن با او رابطه دارد و این هم یک پنهان کاری دیگر و خیانت به یاسی.
غذای چینی که یاسی درست می کند کنایه به شخصیت لایه لایه آدمها و پنهان
کاری است.
یاسی نماینده یک زن صبور و مهربان و مادری دلسوز در فیلم است، با اینکه در انتهای فیلم می فهمد اجناس محسن اصلا غرق نشده و برای گرفتن پول از بهرام دروغ گفته و بیشتر دچار تردید می شود، بعد از تمام شدن مهمانی قرص را نمی خورد و با لیوان آب روی بالکن می رود و آب را می ریزد پای گلدان! به خاطر کودک درونش که هنوز محسن اطلاعی از آن ندارد قرص نمی خورد با اینکه می داند آینده ای با محسن ندارد.
گریه کردن علی بعد از کتک زدن لاله و شخصیت غیرقابل پیش بینی اش باعث می شود که سقط جنین لاله بدون اطلاع علی خیلی گناه بزرگی به چشم نیاید، مثل رفتار سرد تهمینه که با اطلاع از علاقه محسوس بهرام به یاسی اصلا دلچسب نیست.
بهترین سکانس: آواز خواندن دسته جمعی
بهترین دیالوگ:
امیر آقایی : زنم یک چیزی رو از من قایم کرده .
حسین یاری : خب تو هم یک چیزی رو از اون قایم کن !
سعادت آباد فیلمی است که نیمه پنهان شخصیت ها را نشان می دهد و به جرات می توان گفت قوی ترین فیلم مازیار میری است و فیلمنامه اش هم خیلی پخته است، چرا که هر رفتار کوچکی علتی دارد که بعدا خواهید فهمید.
فیلمی که از همه چیزش لذت بردم، از طراحی صحنه که با رنگهای سرد و خنثی خانه یاسی و محسن که سردی روابط آدمها را نشان می دهد، حتی رنگ لباس شخصیت ها هم فکر شده بود! لباس نارنجی مهناز افشار با شخصیتی پر از تب و تاب، لباس مشکی تهمینه که درونش غمی دارد، لباس خاکستری یاسی که باز هم بر سردرگمی او تاکید می کند.





.jpg)



هانیه و کورش بعد از اینکه یه مدتی دوست مجازی بودند تصمیم گرفتن که یه وبلاگ درست کنن تا در مورد فیلم هایی که میبینن بنویسن. کورش عاشق فیلم و سینماست. میخواد کارگردان بشه. الان هم داره معماری میخونه. اما برای هانیه اینجوری نیست. برای هانیه فیلم دیدن یه تفریح عالیه که دوست داره به وسیله اون قدرت قلمش رو به رخ بکشه.