حوالی اتوبان

آپلود سنتر عکس رایگان

کارگردان: سیاوش اسعدی

فیلمنامه نویس: سعید نعمت اله ( طرح اولیه از سیاوش اسعدی)

بازیگران: گلچهره سجادیه(پردیس)، شهاب حسینی(پاشا)، نورا هاشمی(سیما)، بهناز جعفری، افشین سنگ چاپ.

محصول سال88


خلاصه فیلم: زندگی آرام پاشا و سیما با وارد شدن دوست قدیمی سیما عوض می شود و . . .


کارگردان در اولین سکانس فیلم که قبل از تیتراژ آغازی پخش می شود به کلیت فیلم به صورت کنایی اشاره می کند, اعترافات سیما!

حوالی اتوبان اولین اثر بلند سیاوش اسعدی است که با بازی متوسط همسرش(نورا هاشمی) و بازی فوق العاده گلچهره سجادیه رقم خورده, فیلمی که به خط قرمز جامعه نزدیک می شود. فیلمی که بیشتر دیالوگ ها و تاریکی فضای فیلم در تمام مدت تلخی و سیاهی و داستان فیلم را کنایه میزند.

نورا هاشمی که با بازی متوسط و البته به زعم من خوب در نیمه ی اول فیلم است, و تصادفش باعث باز شدن پای پردیس در زندگی اش و آغاز داستان اصلی و باز شدن شخصیتش می شود.

از سکانس هایی که پردیس و سیما با هم دارند نشان دادن شخصیت پردیس و گذشته ی سیما شروع می شود, سکانسی که سیما و پردیس در ماشین تنها هستند و ظاهرا بعد دو سال و اندی یکدیگر را می بینند و خوشحالی و هیجان پردیس و خشکی سیما معادلات قبلی بیننده را از شخصیت سیما به هم می ریزد. و بعد هم تصادفی که پاشا همسر سیما را وارد قصه می کند.

بازی گلچهره سجادیه در این فیلم غیر قابل انکاره و حرکات صورتش و لب هاش قابل توجهه و همین طنازی( نه معنای طنز بلکه به معنای عشوه گری و . . .) شخصیت پردیس را شکل می دهند.

سکانس های بعد از تصادف و تقابل پردیس و پاشا لایه های ظریف شخصیتی پردیس را رو می کند, زنی هرزه و تن فروش که کلکسیون تمام خلافهاست و به بدنامی شهره است و شیشه های سنگ خور اتاقش هم نمایان همین است, در برخورد با پاشا و با دریافت احترام و حتی خطاب شدن با لفظ "خانوم" رنگ دیگری می گیرد, و وقتی در خانه اش با پاشا در یک شب بارانی تنها می شود و پاشا منتظر آژانس است دیگر نه به شیشه های سنگ خورش توجهی می کند و نه با افشین سنگ چاپ گرم می گیرد.

برخلاف تصور سیما که فکر می کند پردیس می خواهد زندگیش را خراب کند و ناگفته های زندگی گذشته اش را به پاشا بگوید, پردیس هیچ حرفی مبنی بر تصورات سیما نمی زند.

پردیس وقتی به هم می ریزد که سیما با حماقت تمام زندگی پردیس را در تاکسی با بی ملاحظگی تمام بیرون می ریزد و این تقریبا نقطه ایست که منجر به رو شدن گذشته ی پردیس می شود.

با معرفی پردیس به پلیس، سیما سعی می کنه اونو از زندگیش دور کنه اما هرچی بیشتر پیش میره نزدیکتر میشه, پردیس بعد از خلاصی از زندان کاری رو می کنه که نمی خواست انجام بده اما سیما با ریختن آبروی پردیس اونو به جای رسوند که نباید!

و از اینجای فیلم با رو شدن فیلم به ظاهرمستهجن سیما در دوران مجردی توسط پردیس همه چی به هم میخوره.

نقاط ضعف فیلم داشتن حفره هاییه که بیشتر مربوط به فیلمنامه ست, همین که پاشا هیچی از زندگی گذشته ش رو به سیما نگفته و سیما هم کم و بیش همینطور, همین که شخصیت پاشا اصلا باز نمیشه, و حتی حماقت سیما در صورتی که میدونست پردیس فیلم اونو به عنوان مدرک داره, فقط از گذشته ی سیما طی گفته های خودش میفهمیم, یه دختر فراری که پردیس اون از توالتای شهر جمع کرده( طبق گفته ی پردیس) و کسی که نخواسته نون بربری گاز بزنه و بگه خدارو شکر( گفته ی سیما)

بعد از اینکه پاشا سیما رو طرد می کنه و خیابون گردیای سیما دوباره شروع میشه و بعد از چند سال حاضر میشه برگرده خونه ی پدری! و خیلی راحت شخصیت پاشا و پردیس از اینجا به بعد حذف میشه! و نیمه ی دوم بیشتر دراماتیک و نمادینه! کلا فیلمیه که خیلی نماد داره, مثلا سکانس کتک زدن سیما توسط پاشا و پرت کردنش توی آسانسور که به قعر چاه و سیاهی سوق داده میشه و استفاده از بارون در سکانس تنهایی پاشا و پردیس که نماد پاکی پردیس میشه!

نیمه ی دوم فیلم رو دوست نداشتم, نیمه ای که سیما شده دختر خونه و خواهرش رو عروس میکنه و مادرش میمیره, و این ضعف در نیمه ی دوم بازم برمی گرده به فیلمنامه, و البته نیمه ی اول انقدر قوی هست که به خاطر اون ارزش دیدن داشته باشه.

و پوستر فیلم که اکثر منتقدا با اینکه از یه فیلم خارجی اقتباس شده بود دوست داشتن. آبشاری که توش چهار شخصیت اصلی فیلم یعنی پاشا, سیما, پردیس, و خواهر سیما جریان دارن و یه شهر وارونه!

در مورد بازی بهناز جعفری چیزی ننوشتم چون خیلی به دلم ننشست.


با هم بیاموزیم1: نظریه مولف

 نظریه مولف

 سبکی در نقادی سینمایی است که اولین بار توسط منتقدین و فیلم سازان "موج نو" در فرانسه و در مجله سینمایی "کایه دو سینما" به کار گرفته شد.

 اولین بار، فرانسوا تروفو، کارگردان موج نو در سال 1954، طی مقاله ای در محکومیت سنت اقتباس های سینمایی فرانسه از آثار ادبی، اندیشه های اصلی آن را معرفی کرد. در مقاله بعدی آندره بازن، نظریه پرداز و پدر موج نو، در سال 1957، این نظریه شکل واقعی خود را پیدا کرد که به طور خلاصه در سه مورد بیان می شود:

 الف: در این روش نقادی، به شخصیت کارگردان و تابش آن بر آثارش اهمیت فراوان داده می شود. اهمیت کارگردان در مجموعه آثاری که به وجود می آورد، همپایه یک مولف ادبی است و نام این نظریه از همین جا ناشی می شود.

 ب: تمامی فیلم های یک کارگردان و نه یک فیلم او مورد بررسی قرار می گیرد.

 پ: دغدغه های ذهنی، علایق شخصی و ذهن ناخودآگاه فیلم ساز از پس مضامین ظاهری فیلم های او تشخیص داده می شود.

 آندرو ساریس در سال 1962 در آمریکا، این نقادی سینمایی را به آمریکایی ها معرفی کرد.

 آندرو ساریس: کاری که نظریه مولف می کند این است که دانشجویان سینما را یاری می دهد تا تصمیم بگیرند که به کدام فیلم توجه کنند و از کدام فیلم چشم پوشی کنند.(تئوری های اساسی فیلم، نوشته اندروز ساریس، ترجمه مسعود مدنی)

پ.ن: دوست دارم بیاین با هم حرف بزنیم در این زمینه. ببینیم بیشتر علاقه داریم فیلم رو با کارگردانش بسنجیم یا هر فیلم رو به عنوان محصولی جداگانه از مولفش ارزش گذاری می کنیم.