Social Network 2010
وقتي تو تيتراژ فيلم اسم "ديويد فينچر" به عنوان كارگردان و "كوين اسپيسي" به عنوان executive producer به چشم ميخوره و نام كمپاني Columbia pictures به ميون مياد انتظار ميره فيلم فوق العاده اي به تصوير كشيده بشه. مفتخرم كه بگم social network فيلم واقعا فوق العاده و درجه يكي بود.
"شبكه عمومي" تاريخچه 1 فرد نبود، بلكه تاريخچه face book بود! به جرات ميشه گفت هيچ بازيگر مشهوري به كار گرفته نشده بود مگر "جاستين تيمبرليك" كه به نظرم بهتره همون خواننده باقي بمونه! حضور بازيگر جواني به نام "جسي آيزنبرگ" در نقش "مارك زاكربرگ" موسس فيس بوك، انتخاب خوبي به حساب ميومد. نقش سختي كه به دوش جسي گذاشته شده بود، به خوبي ايفا شد. سرعت بالاي صحبت كردن جسي و ژست متفكري كه به خودش ميگرفت و ضعفي كه در ايجاد رابطه با جنس مخالف داشت، همه و همه در چهره جسي ديده ميشد. يعني حتي چهرش ويژگي هاي درونيش رو نشون ميداد. اما "اندرو گارفيلد" به عنوان كمك موسس فيس بوك يعني "ادوارد ساورين" در نقش دوم فيلم، مكمل قدرتمندي محسوب ميشد.
خلاصه فيلم، خلاصه تاريخچه فيس بوكه!!! شروع اين ايده در دانشگاه هاروارد كليد خورد، جايي كه مارك براي ايجاد يه سرگرمي، برنامه اي رو ايجاد كرد كه تو سراسر هاروارد شهرت پيدا كرد. بعد از اون برادران وينكلواس كه توانايي مارك رو ديدند، ايده خودشون در مورد face mash رو در اختيار مارك قرار دادند و از مارك خواستند كه كمكشون كنه. هرچند مارك با حيله گري، خودش ايده رو جلو برد و چيزي گسترده تر از face mash رو پايه گذاري كرد.(face mash در محدوده هاروارد بود، اما چيزي كه زاكربرگ ساخت در كل جهان طرفدار پيدا كرد.) اتفاقات بعدي فيلم شامل شكايات انجام شده بر عليه مارك زاكربرگ يا روابط دوستانش بود كه هركدوم به نحوي با گسترش كمپاني تحت تاثير قرار مي گرفت:you don't get to 500 million friends without making a few enemies.
و اما اين جمله جالب توجه كه نشانگر شخصيت مارك زاكربرگه: A guy who makes a nice chair doesn't owe money to everyone who has ever built a chair.
نكته فيلم نامه اين كار، پارادوكسي بود كه در پايان فيلم رخ داد. وقتي دارين فيلمي رو تماشا ميكنيد كه پايانش رو مي دونيد و آگاه هستيد كه ساخته شدن face book پايان خوش اين سناريوئه، انتظار اتفاق تلخي رو نداريد. به نوعي اصلا نميشه با اين فكر كنار اومد كه چطور اين فيلم ميتونه پايان شوكه كننده اي داشته باشه. هرچند وقتي فيلم تموم ميشه، هيچ احساس شوكي رو به وجود نمياره، اما يا يك مقايسه كوچيك و بالا و پايين كردن شرايط به اين نتيجه ميرسيد كه فيلم با تصورات قبلي شما همخواني نداره.
اما تو اين گيرودار من 4 تا كلمه جديد انگليسي ياد گرفتم كه خوشحال ميشم به شما هم منتقلش كنم:
احمق=nerd ، دزدي=larceny ، فاش سازي=disclosure ، تعقيب قانوني كردن=sue
و شايد براتون جالب باشه بدونيد كه لپ تاپ مورد استفاده توسط اكثر اشخاص فيلم vaio بود..
هانیه و کورش بعد از اینکه یه مدتی دوست مجازی بودند تصمیم گرفتن که یه وبلاگ درست کنن تا در مورد فیلم هایی که میبینن بنویسن. کورش عاشق فیلم و سینماست. میخواد کارگردان بشه. الان هم داره معماری میخونه. اما برای هانیه اینجوری نیست. برای هانیه فیلم دیدن یه تفریح عالیه که دوست داره به وسیله اون قدرت قلمش رو به رخ بکشه.